گُفتِ بی گو

مثل بسیاری دیگر، لاف زن خوبی نیستم!

حرف هایم ورم کرده!

تو این دنیا حرف که میزنی به ندرت یه نفر میفهمه چی میگی! 

 دیگه چه برسه به وقتی که حرف نزنی!

______________________________

اینجا ۲۰کیلومتری اصفهان

غروب

جاده ی کویر

آسمان مملو از ابرهای پاره پاره

۰۳ فروردين ۹۶ ، ۲۰:۰۲ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Hadis

به نام نامیِ مادر


کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم

چقدر مث بچگی هام  لالایی هاتو دوست دارم

سادگی ها تو دوست دارم ، خستگی ها تو دوست دارم

چادر نماز زیر لب خدا خدا تو دوست دارم

 

کاشکی رو تاقچه ی دلت آینه و شمعدون میشدم

تو دشت ابری چشات یه قطره بارون میشدم

کاشکی میشد یه دشت گل برات لالایی بخونم

یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بشونم

 

بخواب که میخوام تو چشات ستاره هامو بشمارم

پیشم بمون که تا ابد دنیا رو با تو دوست دارم

دنیا اگه خوب ... اگه بد ، با تو برام دیدنیه

باغ گلای اطلسی ، با تو برام چیدنیه

 

مـــــــــــــــادر ...



____________________________________________

مامانم؛ همه کسم؛

عاشقتم

ببخشید اگه خسته ت میکنم

مرسی که بزرگم کردی

 مرسی 9ماه و 9روز از خون خودت تغذیه م کردی و بهم عشق دادی

و مهربونی خدا با تو برام تجلی پیدا کرد

بزار بهت بگم که هیچ مخاطب خاصی به پات نمیرسه

مامانم؛ هر چی فکر میکنم نمیتونم ازخودگذشتگیاتو.. عشقتو.. صفای وجودت رو جبران کنم

هرچی دارم از دعای تو دارم

ببخشید دختر خوبی نیستم برات

درد دستات به جونم که سر به دنیا آوردن ما برات یادگار موند


هیچ کس رو به اندازه ی مادرم دوست نداشتم و ندارم و نخواهم داشت

فقط یه مورد حق رقابت داره

اونم اگه یه موقعی خودم مادر شدم...


با آرزوی بهترین ها...

بهارتون عشششق

سال نوتون خوووووب

حالتون احسن الحال

مراقب دلاتون باشین


التماس دعا


۲۹ اسفند ۹۵ ، ۰۳:۰۶ ۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
Hadis

کجای تو مبارک بود؟!

زیادی تحویلش گرفتیم...

این میمون زشت 95 را...

✍قرار بود آدمها به هم برسند،نه قطارها!

✍قرار بود علی همیشه معلم باشد،نه در زیر خاک!

✍با چه روی امسال ذوق کنیم از دیدن کلاه قرمزی مادر مرده؟!

✍اصلا شما بگویید اذان اولین روز سال را چه کسی میخواند؟!موذن زاده یا دیگری؟؟

✍دلم گرفته از سربازانی که حسرت کت و شلوار دامادی را به دل مادرانشان گذاشتند..

✍دلم گرفته از حسنی که دیگر جوهرچی نیست و از دکتر یدالهی که دیروز خودش گفت بعضی مرگها غیرمنتظره است و ما را امروز در بهت غیرمنتظره ترین خبرش گذاشت!

✍نمیدانم سال جدید را چگونه میخواهند بدون مرد سیاست،سیاستگذاری کنند...

✍فقط میدانم این روزها آنقدر آتش به جانم که شاید فقط آتشنشانان پلاسکو بتوانند خاموشم کنند..

✍همه این ها را نوشتم که بگویم

خیلی تحویلش نگیریم این خروس را!!

✍فقط خدا کند که موقع شادی صدا کند

نه مثل میمون با اداهایش اشک دربیاورد😔


۲۸ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۰۲ ۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Hadis

دیده در حسرت دیدار شما مانده هنوز

۲۷ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۳۳ ۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Hadis

شعر فراتر از نو!

چای      تمام شده است

قند       تمام شده است

سیگار   تمام شده است

شعر      تمام شده است

زندگی ادامه دارد...

                             اکبر اکسیر/مالاریا

---------------------------------------------------

سلام

امروز میتونم یک نفس راحت بکشم و بگم تعطیلاتم شروع شد

از پنجشنبه ی هفته ی قبل همش بدو بدو دارم...خیلییییی خسته شدم؛ ماه عسلشم شد وضع الانم:

کلی خواب بدهکار،

 ۴تا لوله ی آزمایش خون گرفتن ازم، رنگم عین گچ،

ضعف، سردرد،

 کلاسای فشرده،

از بیوشیمی/متابولیسم پروتئین ها مغزم سوت کشید..به جان خودم نمیشه یاد گرفت..درک کن استاد

کلی کار هم توی تشکلات دانشجویی

وای واقعا چطور تحمل کردم؟!

دیشب دیگه پاهام کشیده میشد روی زمین تا خودمو به خونه برسونم از بس خسته بودم...پلکامو با چوب کبریت باز نگه داشته بودم


و اما

امروز کمی با رفقا خوش گذروندیم و بعدم رفتم کتاب خریدم دیدم آقاهه کدملی میخواد گفت یه طرح یارانه خرید کتابه ۲۰درصد تخفیفه..

دیگه بسی ذوق کردیم..با خودم گفتم خوب شد به موقع اومدم:)))

پیشنهاد می کنم سریع کتاب بخرید...هم از این تخفیفه استفاده میکنید که البته حقیقتاً جایی رو نمیگیره...ولی خب یه بهانه ایه کلا کتاب فوق العادست دیگه


کتابهایی که طی ۳ماه گذشته خریدم:

زن از دکتر علی شریعتی

شازده کوچولو-> هدیه دادمش

زنان کوچک

قلعه حیوانات

منِ او    از رضا امیرخانی

مالاریا   اکبر اکسیر

آن ها     فاضل نظری

۲۴ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۰۱ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Hadis

آهنگ بد گوش ندیم :/

♫♫♫

منو دیدی تازه گیا

که پیشونیم خط افتاده موهام کم پشت

خسته شدن همه ی دوستام از فحش

شدی یه آدم چرت قفلی که تف به این زندگی

دلم حرفاشو بهت که گفت تو هم یه چیزی بگووو

...

از ادامه ی متن آهنگ به دلیل مسائل اخلاقی معذوریم!

اصن خودش منشوریه!... ولی از حق نگذریم صداش خوبه.. من به شخصه لحن خوندنشو دوست دارم

جزو معدود خواننده هاییه که ممکنه یه آهنگشو چندبار پشت سر هم پلی کنم

نمیدونم چطوری! چون رپ و اینجور ترانه ها خیلی به فازم نمیخوره... حتی یکی دو تا رپ هست که خودم که گوش میدم هر 10ثانیه پوکر فیس میشم از بس مفسده!!! در این که مشکل روانی دارم شکی نیست دوست من:)))))

الانم نشستم فیزیو بخونم یهو زد به سرم قبلش اینو گوش کنم..

وای گفتم فیزیو... یعنی پزشکیا و تاحدودی پیراپزشکیا یکی از بزرگترین توفیقات زندگیشون..پاس کردن فیزیولوژیه

اصن فیزیولوژی به عشششششششق مفهوم جدیدی میده!

بخصوص که با استادی باشه مثل دکتر فؤاد.

واقعا آدم چندتا ثبت اختراع داشته باشه و اینقدر شاخ باشه توی رشتش.. بعد اونقدر ساده و صمیمی

واااای یه جوری میگه برات فیزیو رو انگار رسوخ میکنه به جونت

دیالوگای امروزمون که فرجام تلخی داشت:

"خب بچه ها حالا بیاین با هم یه بحثی کنیم منتظر بودم یه وقت باهتون درمیون بزاریم، آقا سه تا انتخاب براتون دارم که هر سه تاشون وحشتناکه:(پای تخته) 1-بد 2-بدتر 3-بدترین"

:///// هیچی دیگه بقیش تلخه.. امتحان حذفی 8 نمره ای توی اردیبهشت

تازه آخرم اولتیماتوم دادن که من جای شما باشم میرم از امروز شروع میکنم فقط فیزیولوژی میخونم.. حتی آناتومی هم میبندم میزارم کنار

+استاد این ترم آناتومی نداریم

-آناتومی ندارین؟؟؟؟؟؟چطوووور؟؟؟ اوه پس تمومه 13 نمره حذفی بدین ://///

+ استاد نه توروخدا آناتومی نداریم...بیوشیمی که داریم

- چی میخونین بیو؟

+ متابولیسم

- متابولیسم؟! (استاد دهان خویش را غنچه نموده و در سکوت سنگین فضا تفکری کردند)... حالا اونو یه کاریش کنین..متابولیسمم سنگین نیست

اصن آقا تمومه همین 13نمره رو بدین خیالمون راحت شه

+بله چشم

- ولی برادرانه بهتون یه چیزی بگم؟ دارین کار بزرگی میکنین که میخواین اولین امتحان فیزیولوژی عمرتون که از قضا حذفی هم هست با این همه نمره بدین..ریسکه! ولی نشدنی نیست

+ (گریه و زاری)

.

.

.

خدا با ماست!

۱۹ اسفند ۹۵ ، ۰۱:۱۳ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Hadis

لایق وصل تو که من نیستم...

.

.

.

یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا إِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ

۱۷ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۱۹ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Hadis

دلم بهانه ی تو....

با تو نیستم

با خودم زمزمه می کنم...

من خوبم... من آرامم... من قول داده ام.

فقط کمی

تو را کم آورده ام

یادت هست؟ میگفتی واژه کم می آورم برای گفتن دوستت دارم ها؟

حالا تمام واژه ها در گلویمان صف کشیده اند با این همه واژه چه کنیم؟

تکلیف این همه حرف نگفته چه می شود؟

باید حرف هایم را مچاله کنم و بر گردِ باد بیاندازم... باید خوب باشم.

من خوبم... من آرامم... من قول داده ام.

فقط کمی

آسمان روی سرم سنگینی می کند

روزهایم کش آمده

هرچه خودم را به کوچه ی بی خیالی میزنم

باز سر از کوچه ی دلتنگی درمیاورم

روزها تمام ابرهای اندوه در چشمان منند ولی نمی بارند

چون

من خوبم... من آرامم... من قول داده ام.

فقط نمی دانم چرا هی آه می کشم

آه

خسته شدم از این همه آه

شب ها تمام آه ها در سینه منند

آن قدر سوزناک هستند که می توانم با این همه آه دنیا را خاکستر کنم

اما حیف که قول داده ام.

من خوبم... من آرامم...

فقط کمی دلواپسم

کاش قول گرفته بودم از تو

برای کسی از ته دل نخندی

حال و روزش شود این... تو که نمی مانی برایش

آن وقت مثل من باید

آرام باشد... خوب باشد... قول داده باشد

بیچاره...

۱۷ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۱۴ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Hadis

آنجا که به جای همه مان خجالت کشیدم

هوا خوب بود
کلاسم تمام شده بود
شب ها بیشتر دوست دارم پیاده برگردم خونه، بخصوص که الان دیدن مردم در حال خرید و شور و حال خیابون...یه شور و شوق نابی بهم میده
خواستم مسیر همیشگیمو برم که دیدم چندتا از پسرای کلاس با من هم مسیرن..پشیمون شدم و اومدم اینور خیابون و به قول اینوریا "به رو خو میرفتم" با قدم های سریع و نگاه هایی به ویترین مغازه ها
همه خوشحال
یه زوج جوون با بچه ی کوچولوشون که انگار تازه راه میرفتن سرگرم بودن
یه خانوم و آقا با ۳تا بچه هاشون سرگرم خرید
شیرینی فروشی شلوغ..
همه به لبم لبخند میاورد!
تو حال خودم و حال خوب مردم بودم که صدای گریه شنیدم
گریه..شایدم ناله...هرچی بود درد داشت انگار
نگاهمو چرخوندم دیدم یه پسر بچه شاید۷ساله بسته ی آدامس موزی فروشیشو بغل کرده و رو به در شیشه ای بانک چمباتمه زده و اشک میریزه و با صدایی که آهسته هم نبود اشک میریزه

فکر کردم شاید کسی باهش بدرفتاری کرده اما کسی دورش نبود حتی کسی هم نبود ازش دلجویی کنه
و منم مثل بقیه راه خودمو گرفتم و رفتم
دیگه شوق بقیه شور و حال نمیده بهم
دیگه به ویترینا نگاه نمیکردم
و دیگه هوای خوب حالمو جا نمیاورد
برگشتم...
گفتم از راهی که همه میرن منم برم که هنر نکردم...هنر متفاوت بودنه
برگشتم و نمیدونستم چی ازم برمیاد براش
ولی خواستم همراهش اشک بریزم لااقل
پیاده رو خیلی شلوغ بود
نشستم کنارش توی بغلم جا دادمش...
چشماشو به زور باز کرد و نگام کرد...پر اشک بود و قرمز و با دستاش و آستینای پاره ش سعی میکرد اشکاشو پاک کنه
با مهربون ترین لحنی که در توانم بود بهش گفتم چی شده..چرا گریه میکنی؟
جواب نداد
نمیدونستم باید چکار کنم فکر کردم شاید ترحم بهش احساس ضعف بده
از بغلم جداش کردم و دستمو رو شونش گذاشتم تا با صدایی که به زور در میامد گفت:" داداشم..."
گفتم داداشت چی؟
یه کم دیگه واستادم آروم شه و همون حین نگاهای سنگین مردمو رومون حس میکردم
گفت "داداشم منو میزنه"
آخ
آخ
آخ
اشک توی چشام جمع شد اما خواستم نبینه رومو کردم اونور و مردمی که نگام میکردن...نمیدونم تو نگاهشون چی بود چون فقط روم سمت اونا بود و فکرم جای دیگه
دوست داشتم بشینم کلی باهش حرف بزنم بغلش کنم بهش بگم لبخند بزن بگم عیده ببین همه خوشحالن..دوست داشتم زنگ بزنم اورژانس اجتماعی...دوست داشتم داداششو پیدا کنم بهش سیلی بزنم
اما ترسیدم...نمیدونستم چکار کنم
با خودم فکر کردم من که نمیدونم اونا چه دردایی دارن
اگه ترحم میخواست به جای آدامس فروختن گدایی میکرد پس بزار ترحممو بروز ندم
دنبال یه چیزی بودم در لحظه بهش کمک بشه و احساس سرخوردگیش از بین بره
یه شیر خریدم دادم بخوره..
همون حین اشکاشو پاک میکرد هق هقش داشت فروکش میکرد
فقط تونستم بگم:
داداشته...گریه نکن...کارش اشتباه بوده...حتما دوستت داره
یه کم آرومتر شد عین آدم بزرگا شدیم...بهش گفتم حالا آدامسات دونه ای چند؟
گفت هزار
کیفمو باز کردم دیدم دیگه پول ندارم...وااای چکار کنم منتظر بود بخرم
بالاخره کارت بانکیمو پیدا کردم باهم تا جای عابر بانک اومد و کنارم واستاد تا پول بگیرم....
.
.
.
حالم از قبل بهتر بود اما هنوز درد داشتم...اونم معلوم نبود چه زندگی ای داره..
اصلا معلوم نیست چندتا کودک مثل اون توی جاهای دیگه ی دنیا تنها اشک میریزن...کتک میخورن...
و چه از دست ما برمیاد؟!
خدایا شکرت کاش با شغل آیندم بتونم دردی رو تسکین بدم.
مرسی که بهم این لیاقتو دادی!


عه یادم رفت اسمشو بپرسم..امیدوارم فردا هم ببینمش
۱۴ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۰۳ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Hadis

یک روزی که خوشحال تر باشم

نذر کرده ام

یک روزی که خوشحال تر بودم

بیایم و بنویسم که

زندگی را باید با لذت خورد

 که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید

و بعد لبخند زد و دوباره راه افتاد


یک روزی که خوشحال تر بودم

می آیم و می نویسم که

این نیز بگذرد

مثل همیشه که همه چیز گذشته است و 

آب از آسیاب و طبل از طوفان از نوا افتاده است


یک روزی که خوشحال تر بودم

یک نقاشی از پاییز می گذارم، که یادم بیاید

زمستان تنها فصل زندگی نیست

زندگی پاییز هم می شود، رنگارنگ، از همه رنگ...بخر و ببر


یک روزی که خوشحال تر بودم

نذرم را ادا می کنم

تا روزهایی مثل حالا

که خستگی و ناتوانی لای دست و پایم پیچیده است

بخوانمشان

و یادم بیاید که

هیچ بهار و پاییزی بی زمستان مزه نمی دهد

و

هیچ آسیاب آرامی بی طوفان


مهدی اخوان ثالث


------------------------------------------------------------

تلاطم های ذهنم:

#سایکوسوماتیک_حاد

#پروفسور قادری ارادت!

#کتاب بخونیم.... "زن" از دکتر شریعتی

#واقعا ما رو چه به گانگلیوزیدوسیس!

#خونه تکونی فقط 5روز آخر اسفند D:

# حال دلتون خووووووب!

.

.

.

کجایی گل نرگس؟

۱۳ اسفند ۹۵ ، ۱۹:۳۴ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Hadis

هوای بی می و ساقی همینه...

۱۱ دی ۹۵ ، ۲۱:۴۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Hadis

میون این همه سرگردونی..


۱۱ دی ۹۵ ، ۲۱:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Hadis

این علوم پایه تموم شه.. مشتاق بالینم

۱۱ دی ۹۵ ، ۰۱:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Hadis

فقط همین..

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

۰۴ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۰۳ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Hadis

کرم ضد سیمان دارین؟

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.

فردی وارد شد و با لهجه ای ساده و روستایی پرسید: کرم ضد سیمان دارین؟
فروشنده که انگار موضوعی برای خنده پیدا کرده بود با لحنی تمسخر آمیز پرسید: کرم ضد سیمان؟ بله که داریم. کرم ضد تیر آهن و آجر هم دارم حالا ایرانیشو میخوای یا خارجی؟ اما گفته باشم خارجیش گرونه ها
مرد نگاهش را به دستانش دوخت و آنها را رو به صورت فروشنده گرفت و گفت: از وقتی کارگر ساختمون شدم دستام زبر شده، نمی تونم صورت دخترمو ناز کنم. اگه خارجیش بهتره، خارجی بده


۲۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۴:۴۴ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Hadis

تلخ

با ونگ ونگ  به دنیا آمدن،

اما در موقع مرگ ؛

حتی توانایی خُر خُر کردن هم نداشتن!

راستی‌ که زندگی‌ چقدر قدرت اعتراض را ضعیف می‌کند...

ساموئل بکت


۲۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۴:۳۸ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Hadis

لعنت بر اینان

اینان بر ستیزه جو و آزارگر خویش نام خدا نهاده اند

این است  خداپرستی قهرمانانه ی آنان!

اینان برای عشق ورزیدن به خدای خویش جز دار زدن انسان راهی نمیدانند!

فردریش نیچه

۲۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۴:۲۴ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Hadis

همین یک بار!

ای کاش می‌شد
یک‌بار
تنها همین
یک‌بار
تکرار می‌شدی!
تکرار...

قیصر امین‌پور

۲۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۴:۲۳ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Hadis

عنوان کلیشه ایه: مخاطب خاص!

مخاطب خاص اگه خاص باشه . . . !

لازم نیست تو دورش رو از این و اون خلوت کنی!
خودش واسه بودن تو همـه رو کنار میزنه!
لازم نیست واسش دنیا رو بخری تا بمونه . . .
خودش قدر یه شاخـه گلتو میدونه!
لازم نیست هرکسی رو توجیه کنی و
سرش رقابت کنی که عشــق مـــنه…
خودش تو رو به همه دنیا نشون میده …
لازم نیست نگران باشی که اگه بره…
خودش بهت ثابت میکنه اومده که بمونه!!

مخاطب خــاص ، خاص خاصـــــــــ♥ــــــه

۲۹ شهریور ۹۳ ، ۱۴:۲۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Hadis